![]() |
![]() |
|
| آسمانی که خشکید و خدائی که جان داد |
|
يار خياباني من
با من وهم رأي مني در زير باتوم و چماق ياور و همراه مني گم شده رأي من و تو تو انتخابات سياه دشمن خاشاک و خسند بسيج و ناجا و سپاه زنجير و چاقو مي کنه صورت و زخمي و کبود چشم داره عادت ميکنه به گاز اشک آور و دود رأي من و تو نتونست زنجير ها رو پاره کنه مشت گره کرده ما ميهن آزاد مي کنه...
سئوال: کجا بودی نبودی؟ جواب: در دوران نقاهت!!! نکته ی تخماتیک علمی: فعلاً به روزم!
همیشه با تمام این سختی ها باید سعی کنی زندگی کنی! اما بپا، زندگی نامرده، یه وقت اون تو رو نکنه! در کل چه فرقی می کنه وقتی تو زندگی کنی یا زندگی تو رو کنه؟ اصولاً توی این دنیا یکی به فاک میره و یکی به فاک میده! نکته: مهم خار مادره آدمه!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/06/20ساعت 22:5 توسط لذت به توان بی نهایت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زندگی یعنی مرگ در زمانی نامعلوم...
و خدائی که می کشد خود نمی میرد... چون جاودان است... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 بهمن 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|